فرهنگ آریان‌پور

حکومت

#۷۶٬۴۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

raj

(هندوستان) سلطنت، حکومت

۲

rule

قاعده، دستور، حکم، بربست، قانون، فرمانروایى، حکومت کردن، اداره کردن، حکم کردن، گونیا، خط کش

۳

reign

سلطنت، حکمرانى، حکومت، حکمفرمایى، سلطنت یا حکمرانى کردن، حکمفرما بودن

۴

steer

راندن، بردن، راهنمایى کردن، هدایت کردن، گوساله پروارى، رهبرى، حکومت، اداره کردن archy _ governance

۵

regimen

پرهیز غذایى، رده، دسته، حکومت

۶

dominion

سلطنت، حکومت، ملک (molk)، قلمرو

۷

government

دولت، حکومت، فرماندارى، طرز حکومت هیئت دولت، عقل اختیار، صلاحدید

۸

administration

اداره ى کل، حکومت، اجرا، الغاء، سوگند دادن، (حقوق) تصفیه، وصایت، تقسیمات جزء وزارتخانه ها در شهرها، فرمدارى

۹

state

حالت، کشور، ایالت، توضیح دادن، جزء به جزء شرح دادن، اظهار داشتن، اظهار کردن، تعیین کردن، حال، چگونگى، کیفیت، دولت، استان، ملت، جمهورى، کشورى، دولتى state ـ (47)