فرهنگ آریان‌پور

حکمرانی کردن

#۷۶٬۴۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

govern

حکومت کردن، حکمرانى کردن، تابع خود کردن، حاکم بودن، فرماندارى کردن، معین کردن، کنترل کردن، مقرر داشتن