فرهنگ آریان‌پور

حکاکی کردن

#۷۶٬۳۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

scribe

کاتب نسخه هاى خطى، منشى، کتابت کردن، حکاکى کردن

۲

engrave

قلم زدن، کنده کارى کردن در، حکاکى کردن، گراور کردن، نقش کردن، منقوش کردن

۳

insculp

قلم زدن، کندن، حکاکى کردن، گراور کردن، مجسمه سازى کردن، نشاندن، جایگیر کردن

۴

inscribe

محاط ساختن، حک کردن، نوشتن، نقش کردن، حجارى کردن روى سطوح و ستونها، حکاکى کردن، ثبت کردن