فرهنگ آریان‌پور

حک کردن

#۷۶٬۳۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

carve

حک کردن، تراشیدن، کنده کارى کردن، بریدن

۲

abrade

سائیدن، خراشیدن زدودن، پاک کردن، حک کردن، (مجازى) سر غیرت آوردن، بر انگیختن، تحریک کردن

۳

inscribe

محاط ساختن، حک کردن، نوشتن، نقش کردن، حجارى کردن روى سطوح و ستونها، حکاکى کردن، ثبت کردن

۴

lithograph

چاپ سنگى، حکاکى روى سنگ، حجارى، حک کردن

۵

grave

قبر، گودال، سخت، بم، خطرناک، بزرگ، مهم، موقر، سنگین، نقش کردن، تراشیدن، حفر کردن، قبر کندن، دفن کردن

۶

incise

بریدن، کندن، چاک دادن، شکاف دادن، حجارى کردن

۷

engrave

قلم زدن، کنده کارى کردن در، حکاکى کردن، گراور کردن، نقش کردن، منقوش کردن