فرهنگ آریانپور
حک کردن
#۷۶٬۳۱۹
carve
حک کردن، تراشیدن، کنده کارى کردن، بریدن
abrade
سائیدن، خراشیدن زدودن، پاک کردن، حک کردن، (مجازى) سر غیرت آوردن، بر انگیختن، تحریک کردن
inscribe
محاط ساختن، حک کردن، نوشتن، نقش کردن، حجارى کردن روى سطوح و ستونها، حکاکى کردن، ثبت کردن
lithograph
چاپ سنگى، حکاکى روى سنگ، حجارى، حک کردن
grave
قبر، گودال، سخت، بم، خطرناک، بزرگ، مهم، موقر، سنگین، نقش کردن، تراشیدن، حفر کردن، قبر کندن، دفن کردن
incise
بریدن، کندن، چاک دادن، شکاف دادن، حجارى کردن
engrave
قلم زدن، کنده کارى کردن در، حکاکى کردن، گراور کردن، نقش کردن، منقوش کردن