فرهنگ آریان‌پور

حقیقی

#۷۶٬۳۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

real

راستین، حقیقى، واقعى، موجود، غیر مصنوعى، طبیعى، اصل، بى خدشه، صمیمى

۲

True

درست، صحیح، واقعى، راست، پابرجا، ثابت، حقیقى، راستگو، خالصانه، ثابت یا حقیقى کردن، راستین، فریور

۳

actual

واقعى، حقیقى

۴

genuine

خالص، اصل، اصلى، واقعى، حقیقى، درست

۵

rightful

ذیحق، محق، مشروع، حقیقى، داراى استحقاق

۶

trueness

درستى، صداقت، بى ریایى، حقیقى، خلوص نیت

۷

intrinsic

ذاتى، اصلى، باطنى، طبیعى، ذهنى، روحى، حقیقى، مرتب، شایسته، فطرى

۸

substantive

قائم بذات، متکى به خود، مقدار زیاد، داراى ماهیت واقعى، حقیقى، شبیه اسم، داراى خواص اسم TRUE

۹

down to earth

واقع بین، عملى، حقیقى، واقعى، اهل عمل

۱۰

just

(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم

۱۱

right

مستقیم، راست، درست، صحیح، واقعى، بجا، حق، عمودى، قائمه، درستکار، در سمت راست، درست کردن، اصلاح کردن، دفع ستم کردن از، درست شدن، قائم نگاه داشتن، قائم، ذیحق

۱۲

regular

منظم، مرتب، با قاعده، معین، مقرر، عادى، باقاعده

۱۳

factual

وابسته به واقع امر، حقیقت امرى، واقعى

۱۴

literal

لفظ، لفظى، تحت اللفظى، حرفى، واقعى، دقیق، معنى اصلى

۱۵

substantial

ذاتى، جسمى، اساسى، مهم، محکم، قابل توجه