فرهنگ آریان‌پور

حقیقت

#۷۶٬۲۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

reality

حقیقت، واقعیت، هستى، اصلیت، اصالت وجود

۲

act

کنش، فعل، کردار، عمل، کار، حقیقت، امر مسلم، فرمان قانون، تصویب نامه، اعلامیه، (حقوق) سند، پیمان، رساله، سرگذشت، پرده ى نمایش (مثل پرده ى اول) ـ کنش کردن، کار کردن، عمل کردن، جان دادن، روح دادن، برانگیختن، رفتار کردن، اثر کردن، بازى کردن، نمایش دادن

۳

tao

(در چین) راه، طریق، (فلسفه چین) مسیر طبیعت، حقیقت، طریقت، روستایى، دهاتى

۴

fact

واقعیت، حقیقت، وجود مسلم

۵

truth

راستى، صدق، حقیقت، درستى، صداقت

۶

verity

واقعیت، صدق، راستى، صحت، حقیقت، سخن راست، چیز واقعى

۷

principle

قانون یا اصلى علمى یا اخلاقى، اصل، سرچشمه، حقیقت، مبادى و اصول، (در جمع) معتقد باصول و مبادى کردن، اخلاقى کردن، قاعده کلى، مرام