فرهنگ آریان‌پور

حقیر

#۷۶٬۲۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

runty

پست، کوچک، حقیر، ناچیز

۲

little

اندک، کم، کوچک، خرد، قد کوتاه، کوتاه، مختصر، ناچیز، جزیى، خورده، حقیر، محقر، معدود، بچگانه، درخور بچگى، پست

۳

slight

مقدار ناچیز، شخص بى اهمیت، ناچیز شمارى، بى اعتنایى، تحقیر، صیقلى، تراز، لاغر، نحیف، باریک اندام، پست، حقیر، فروتن، کودن، قلیل، اندک، کم، ناچیز شمردن، تراز کردن

۴

abject

پست، فرومایه، سرافکنده، مطرود، روى برتافتن، خوار، پست کردن، کوچک کردن، تحقیر کردن

۵

diminutive

مصغر، خرد، کوچک، حقیر

۶

petty

جزیى، خرد، کوچک، غیر قابل ملاحظه، فرعى

۷

simple

ساده، بسیط، بى تکلف، ساده دل، خام، ناآزموده، نادان، ساده کردن

۸

pitiful

رقت انگیز

۹

inferior

پست، نا مرغوب، پایین رتبه، فرعى، درجه دوم

۱۰

wretched

رنجور، بدبخت، بیچاره، ضعیف الحال، پست، تاسف آور