فرهنگ آریانپور
حقوق
#۷۶٬۲۱۰
salary
حقوق، شهریه، مواجب، حقوق دادن
pension
حقوق بازشنستگى، مقررى، پانسیون، مزد، حقوق، مستمرى گرفتن، پانسیون شدن
due
بدهى، قابل پرداخت، مقتضى، مقرر، حق، ناشى از، موعد پرداخت، سر رسد، حقوق، عوارض، پرداختنى
law
داتا، بربست، قانون، حق، حقوق، قاعده، قانون مدنى، تعقیب قانونى کردن
pay
(past: paid ; past participle: paid) ـ پرداختن، دادن، کار سازى داشتن، بجا آوردن، انجام دادن، تلافى کردن، پول دادن، پرداخت، حقوق ماهیانه، اجرت، وابسته به پرداخت
stipend
مواجب، حقوق، جیره، دستمزد
emolument
درآمد، مواجب، مداخل، معونت، حقوق، مقررى
remuneration
اجر، پاداش