فرهنگ آریان‌پور

حقه

#۷۶٬۱۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

flam

حقه، بامبول، بامبول زدن، لاف و گزاف

۲

monkeyshine

حقه، حیله، بامبول (prank)

۳

foul play

حقه، کار نادرست، (مجازى) قتل، آدم کشى

۴

bob

فریب دادن، از راه فریب و خدعه چیزى را به دست آوردن، ضربت زدن، سرزنش یا طعنه، شوخى، حقه، شاقول، وزنه قپان، منگوله، حرکت تند و سریع، سرود یا تصنیف، ضربت، یک شیلینگ

۵

hob

سنبه قالب، حقه، شوخى فریب آمیز، میخ سرپهن زدن، گل میخ زدن، با سنبه یا میله بریدن، با دندانه ماشین و غیره بریدن

۶

hocus

نوشابه دارو زده، (ک.، معنى مجازى) فریب، حقه، فریب دهنده، فریفتن، گول زدن

۷

knack

صداى شکستگى، صداى شلاق، استعداد، حقه، طرح، ابتکار، زرنگى، مهارت

۸

shift

تغییرمکان، نوبت کار، مبدله، تغییردادن، تغییر مکان، انتقال، تغییر جهت، بوش، تناوب، نوبت، تعویض، نوبتى، استعداد، ابتکار، تعبیه، نقشه خائنانه، حقه، توطئه، پخش کردن، تعویض کردن، تغییر مکان دادن، انتقال دادن، تغییر مسیر دادن

۹

trick

حیله، نیرنگ، خدعه، شعبده بازى، حقه، لم، رمز، فوت و فن، حیله زدن، حقه بازى کردن، شوخى کردن

۱۰

intake

مدخل آبگیرى (در لوله)، مقدار آب یا گازى که با لوله گرفته و جذب مى شود، جاى آبگیرى، نیروى به کار رفته (در ماشین)، نیروى جذب شده، مک، مکیدن، تنفس، فریب، حقه، مقدار جذب چیزى به درون، فرا گرفتگى

۱۱

pompon

منگوله، حقه، انواع گل داودى، منگوله نما، گل کوکب، گل منگوله اى

۱۲

trap

زانویى مستراح و غیره تله، دام، دریچه، گیر، محوطه کوچک، شکماف، نیرنگ، فریب دهان، به دام انداختن، در تله انداختن، تله، در تله اندازى trap عامیانه‌

۱۳

angle

گوشه، زاویه، کنج، قلاب ماهى گیرى، با قلاب ماهى گرفتن، (مجازى) دام گستردن، دسیسه کردن، تیزى یا گوشه هر چیزى

۱۴

gimmick

اسبابى که در قمار بازى وسیله تقلب و بردن پول از دیگران شود، حیله، تدبیر

۱۵

artifice

استادى، مهارت، هنر، اختراع، نیرنگ، تزویر، تصنع