فرهنگ آریان‌پور

حق ورود

#۷۶٬۱۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

entrance fee

حق ورود، پول ورود

۲

entrance

مدخل، درون رفت، ورودیه، اجازه ورود، حق ورود، دروازه ى دخول، ورود، بار، درب مدخل، آغاز مدهوش کردن، در بیهوشى یاغش انداختن، (مج) از خود بى خود کردن، زیاد شیفته کردن

۳

entree

ورود، دخول، مدخل، اجازه ى ورود، غذاى اصلى

۴

ingress

دخول، ورود، حق دخول، اجازه ورود