فرهنگ آریان‌پور

حق عبور

#۷۶٬۱۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

passage

گذر، عبور، حق عبور، پاساژ، اجازه عبور، سپرى شدن، انقضاء، سفردریا، راهرو، گذرگاه، تصویب، قطعه، نقل قول، عبارت منتخبه از یک کتاب، رویداد، کار کردن مزاج

۲

right of way

(حقوق) حق عبور از روى ملک دیگرى، حق تقدم در عبور وسایط نقلیه rightofway