فرهنگ آریان‌پور

حق رای

#۷۶٬۱۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

suffrage

حق راى و شرکت در انتخابات، راى

۲

franc

فرانک (واحد پول)، امتیاز، حق مخصوص، حق انتخاب، حق راى

۳

enfranchisement

اعطاى حقوق شهرى یاحق راى در انتخابات، آزاد سازى، معافیت

۴

vote

راى، اخذ راى، دعا، راى دادن

۵

ballot

ورقه راى، مهره راى و قرعه کشى، راى مخفى، مجموع آراء نوشته، با ورقه راى دادن، قرعه کشیدن