فرهنگ آریان‌پور

ابراز کردن

#۷۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

show

(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات

۲

display

نمایش، نمایش دادن، نمایاندن، نشان دادن، ابراز کردن، آشکار کردن، تظاهر، جلوه

۳

exhibit

نمایش دادن، درمعرض نمایش قرار دادن، ارائه دادن، ابراز کردن

۴

express

بیان کردن، سریع، اظهار داشتن، ادا کردن، سریع السیر، صریح، روشن، ابراز کردن

۵

voice

صدا، ادا کردن، واک، صوت، آوا، با صدا بیان کردن

۶

declare

اظهار داشتن، گفتن، اعلام کردن، اعلان کردن، اظهار کردن، شناساندن

۷

profess

ادعا کردن، اظهار کردن، تدریس کردن، ابراز ایمان کردن

۸

represent

نشان دادن، نماینده بودن، نمایش دادن، نمایاندن، فهماندن، نمایندگى کردن، وانمود کردن، بیان کردن

۹

demonstrate

اثبات کردن (با دلیل)، نشان دادن، شرح دادن، تظاهرات کردن، ثابت کردن