فرهنگ آریانپور
ابراز کردن
#۷۶۱
show
(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات
display
نمایش، نمایش دادن، نمایاندن، نشان دادن، ابراز کردن، آشکار کردن، تظاهر، جلوه
exhibit
نمایش دادن، درمعرض نمایش قرار دادن، ارائه دادن، ابراز کردن
express
بیان کردن، سریع، اظهار داشتن، ادا کردن، سریع السیر، صریح، روشن، ابراز کردن
voice
صدا، ادا کردن، واک، صوت، آوا، با صدا بیان کردن
declare
اظهار داشتن، گفتن، اعلام کردن، اعلان کردن، اظهار کردن، شناساندن
profess
ادعا کردن، اظهار کردن، تدریس کردن، ابراز ایمان کردن
represent
نشان دادن، نماینده بودن، نمایش دادن، نمایاندن، فهماندن، نمایندگى کردن، وانمود کردن، بیان کردن
demonstrate
اثبات کردن (با دلیل)، نشان دادن، شرح دادن، تظاهرات کردن، ثابت کردن