فرهنگ آریانپور
حفظ
#۷۵٬۹۹۱
retinue
همراهان، خدم و حشم، ملتزمین، نگهدارى، حفظ
protection
حراست، حمایت، حفظ، نیکداشت، تامین نامه، حفاظت، محافظت
preservation
نگهدارى، حفظ، محافظت، جلوگیرى، حراست
conservation
نگهدارى، حفاظت، حفظ منابع طبیعى
custody
حفاظت، حبس، توقیف
keeping
(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه
maintenance
نگهداشت، نگهدارى، تعمیر، قوت، گذران، خرجى، ابقاء
reservation
ذخیره، رزرو کردن صندلى یا اتاق در مهمانخانه و غیره، کتمان، تقیه، شرط، قید، استثناء، احتیاط، قطعه زمین اختصاصى (براى سرخ پوستان یا مدرسه و غیره)