فرهنگ آریان‌پور

حفظ

#۷۵٬۹۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

retinue

همراهان، خدم و حشم، ملتزمین، نگهدارى، حفظ

۲

protection

حراست، حمایت، حفظ، نیکداشت، تامین نامه، حفاظت، محافظت

۳

preservation

نگهدارى، حفظ، محافظت، جلوگیرى، حراست

۴

conservation

نگهدارى، حفاظت، حفظ منابع طبیعى

۵

custody

حفاظت، حبس، توقیف

۶

keeping

(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه

۷

maintenance

نگهداشت، نگهدارى، تعمیر، قوت، گذران، خرجى، ابقاء

۸

reservation

ذخیره، رزرو کردن صندلى یا اتاق در مهمانخانه و غیره، کتمان، تقیه، شرط، قید، استثناء، احتیاط، قطعه زمین اختصاصى (براى سرخ پوستان یا مدرسه و غیره)