حفره
#۷۵٬۹۴۷
lacuna
حفره، گودى، محفظه، فاصله، جاى خالى، نقطه ابهام
pit
چال، چال دار کردن، گودال، حفره، چاله، سیاه چال، هسته آلبالو و گیلاس و غیره، به رقابت واداشتن، هسته میوه را درآوردن، در گود مبارزه قرار دادن واژه هاى شامل
cell
یاخته، سلول، باطرى، پیل، زندان تکى، سلول یک نفرى، حفره
dale
دره کوچک، حفره، خلیج و غیره، ماهور
hole
سوراخ، گودال، حفره، نقب، لانه خرگوش و امثال آن، روزنه کندن، در لانه کردن
delve
حفر کردن (زمین)، سوراخ کردن، گودى، حفره، کاوش کردن
ditch
خندق، حفره، راه آب، نهر آب، گودال کندن
fossa
(کالبد شکافى، گیاه شناسى) گودال، حفره، فرو رفتگى، روزنه
fovea
گودال، حفره، فرو رفتگى، (به معانى fossa مراجعه شود)
laigh
زمین پست، حفره، گودى
cavern
غار، حفره زیرزمینى، مغاک، چال، گودال، حفره
cavity
گودال، کاوى، کاواک، حفره، کرم خوردگى دندان
loculus
محوطه یا قسمت کوچک، اطاقک، حفره، محوطه یا حفره کوچک (مثل محوطه درون مقبره یاسردابه)، (گیاه شناسى) سلول یا حفره تخمدان مرکب، حفره کیسه گرده
chamber
اتاق، تالار، اتاق خواب، خوابگاه، حجره، خان (تفنگ)، فشنگ خور یا خزانه (در ششلول)، (در جمع) دفترکار، آپارتمان، در اتاق قرار دادن، جا دادن chamber کالبد شناسی bursa