حفاظ
#۷۵٬۹۰۹
sconce
حفاظ، پوشش، پناه، پرده یا پوشش محافظ، جمجمه، استعداد، جریمه، جریمه کردن، تاقچه، تاقچه سر بخارى
guard
نگهبان، پاسدار، پاسدارى کردن، پاسبان، مستحفظ، گارد، احتیاط، نرده روى عرشه کشتى، نرده حفاظتى، پناه، حایل، حالت آماده باش در شمشیر بازى و مشت زنى و امثال آن، نگاه داشتن، محافظت کردن، نگهبانى کردن، پاییدن guard guardrail
awning
سایبان کرباسى، ساباط، پناه، پناهگاه، حفاظ
hangar
آشیانه هواپیما، پناهنگاه، حفاظ
shield
سپر، پوشش، حامى، حفاظ، پوشش محافظ، به وسیله سپر حفظ کردن، حفاظ پیدا کردن، محفظه، سپرشدن
mantelet
جان پناه، حفاظ، ردا یا عباى کوتاه، نوعى شنل زنانه کوتاه
scabbard
نیام، غلاف شمشیر، حفاظ، غلاف کردن
umbrella
چتر، سایبان، حفاظ، چتر استعمال کردن
coverture
پوشش، حفاظ، پناه، سقف، مستمسک
safeguard
تامین کردن، امن نگهداشتن، حفاظ، پناه، حفظ کردن و از (خطر)، حراست کردن
cap
(capa =) ـ طاق، کلاه، سرپوش، کلاهک، راس، با کلاهک پوشاندن، پوشش دار کردن، سلام دادن به وسیله برداشتن کلاه از سر، سربطرى یا قوطى
lee
سمت پناه دار، آن سوى کشتى که از باد در پناه است، بادپناه، حمایت واژه هاى شامل
fence
حصار، دیوار، پرچین، محجر، سپر، شمشیر بازى، خاکریز، پناه دادن، حفظ کردن، نرده کشیدن، شمشیر بازى کردن
fender
پیش بخارى، حایل، گلگیر، ضربت گیر
bulkhead
تیغه، دیوار، تاق نما، تاقک
harborage
پناهگاه، لنگرگاه