فرهنگ آریان‌پور

حظ

#۷۵٬۸۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

joy

خوشى، سرور، مسرت، لذت، حظ، شادى کردن، خوشحالى کردن، لذت بردن از

۲

unction

روغن مالى، مرهم گذارى، تدهین، روغن، مرهم، مداهنه، چرب زبانى، حظ، تلذذ، نرمى، لینت

۳

delectation

خوشى، لذت، صفا، حظ نفس

۴

treat

رفتار کردن، تلقى کردن، مورد عمل قرار دادن، بحث کردن، سر و کار داشتن با، مربوط بودن به، مهمان کردن، عمل آوردن، درمان کردن، درمان شدن، خوراک رایگان، چیز لذت بخش

۵

pleasure

کیف، لذت، خوشى، عیش، شهوترانى، انبساط، بخشیدن، خوشایند بودن، لذت بردن

۶

enchantment

افسون، جادو، سحر