فرهنگ آریان‌پور

حضیضی - وابسته به-

#۷۵٬۸۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

pitch

قیر، پرتاب، ضربت با چوگان، نصب، استقرار، اوج پرواز، اوج، سرازیرى، جاى شیب، پلکان، دانگ صدا، زیروبمى صدا، استوار کردن، خیمه زدن، برپا کردن، نصب کردن، (در بیسبال) توپ را به طرف چوگان زن پرتاب کردن، توپ را زدن، گام، درجه، پرتاب کردن

۲

perigeal

(perigean =) ـ (نجوم) وابسته به حضیضى، حضیضى

۳

perigean

(perigeal =) ـ (نجوم) وابسته به حضیضى، حضیضى

۴

periphery

جنب، پیرامون، (هندسه) پیرامون، دوره، محیط، حدود