فرهنگ آریان‌پور

حضار

#۷۵٬۸۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

muster

(ارتش) لیست اسامى، فراخواندن، احضار کردن، جمع آورى کردن، جمع شدن، جمع آورى، اجتماع، آرایش، صف

۲

audience

بار، ملاقات رسمى، حضار، مستمعین، شنودگان

۳

attendance

توجه، مواظبت، رسیدگى، تیمار، پرستارى، خدمت، ملازمت، حضور، حضار، همراهان، ملتزمین

۴

grandstand

جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانى یا ورزشگاهها، حضار، شنوندگان

۵

gallery

گالرى، راهرو، سرسرا، سالن، لژ بالا، جاى ارزان، اتاق نقاشى، اتاق موزه