فرهنگ آریانپور
حصه کردن
#۷۵٬۸۲۵
mete
خط مرزى، کرانه، سنگ مرزى، سرحد، پیمانه اندازه گرفتن، پیمودن، دادن، سهم دادن
allot
تخصیص دادن، معین کردن، سهم دادن
share
سهم، تسهیم کردن، سهم بردن، حصه، بخش، بهره، قسمت، بخش کردن، قیچى کردن
slice
برش، قاش، تکه، باریکه، باریک، گوه، سهم، قسمت، تیغه گوشت برى، قاش کردن، بریدن، قاچ، قاچ کردن
divide
تقسیم کردن، پخش کردن، جدا کردن، آب پخشان، قسمت کردن، بخش کردن
impart
سهم بردن، بهره مند شدن از، رساندن، ابلاغ کردن، افشاء کردن، بیان کردن، سهم دادن، بهره مند ساختن، افاضه کردن
parcel
جزیى از یک کل، بخش، قسمت، گره، دسته، بسته، امانت پستى، به قطعات تقسیم کردن، توزیع کردن، بسته بندى کردن، دربسته گذاشتن
portion
بخش، سهم، جزء، تکه، بهره، برخه، نصیب، سرنوشت، قسمت، ارث، تسهیم کردن، سهم بندى کردن، بخشیدن
apportion
بخش کردن، تقسیم کردن، تخصیص دادن