فرهنگ آریان‌پور

حصار

#۷۵٬۷۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

fence

حصار، دیوار، پرچین، محجر، سپر، شمشیر بازى، خاکریز، پناه دادن، حفظ کردن، نرده کشیدن، شمشیر بازى کردن

۲

fencing

حصار، دیوار، پرچین، محجر، سپر، شمشیر بازى، خاکریز، پناه دادن، حفظ کردن، نرده کشیدن، شمشیر بازى کردن fence

۳

barracoon

حصار، بازداشتگاه بردگان

۴

hag

عجوزه، ساحره، مه سفید، حصار

۵

haw

پرچین، حصار، محوطه، (گیاه شناسى) کویج، کیالک، میوه ولیک، ملاولیک، چیز بى ارزش، گیر کردن، من من کردن، گیر در صحبت، درنگ، فرمان حرکت (به یک دسته یاتیم) دادن، گله گوسفند و غیره، دست چپ رفتن، دست چپ بردن، به دست چپ، دست چپ برگ

۶

fold

تا، تا کردن، چین، آغل گوسفند، دسته یا گله گوسفند، حصار، چندان، چند لا، بشکست خود اعتراف کردن، به کسب یا شغل پایان دادن، در آغل کردن، جا کردن، تاه کردن، تاه زدن، پیچیدن، تاه خوردن، به هم آمیختن

۷

fort

سنگر، برج و بارو، حصار، قلعه، دژ، سنگربندى کردن، تقویت کردن، قوى

۸

wall

دیوار، جدار، حصار، محصور کردن، حصار دار کردن، دیوار کشیدن، دیوارى واژه هاى شامل

۹

cramp

چنگه، چنگوک، گرفتگى عضلات، انقباض ماهیچه در اثر کار زیاد، دردشکم، محدود کننده، حصار، سیخدار کردن، محدود کردن، درقید گذاشتن، جاتنگ کردن

۱۰

hedge

چپر، خارپشته، پرچین، حصار، راه بند، مانع، پرچین ساختن، خاربست درست کردن، احاطه کردن، طفره زدن، از زیر (چیزى) در رفتن

۱۱

kraal

دهکده بومیان آفریقاى جنوبى، کلبه، حصار، آغل، درحصار محصور کردن، در دهکده مسکن دادن

۱۲

barrier

نرده یا مانع عبور دشمن، سد، حصار، راه کسى را بستن، مانع

۱۳

inclose

(inclosure =) ـ چهاردیوارى، حصار، چینه کشیدن، محصور کردن

۱۴

paddock

چرا گاه، میدان تمرین اسب دوانى و اتومبیل هاى کورسى، حصار، در حصار قرار دادن، غوک

۱۵

enceinte

آبستن، حامله، محوطه قلعه، (علوم نظامى) حصار

۱۶

enclosure

پیوست، در جوف، حصار، چاردیوارى، محوطه، دیوار، حصارکشى، چینه کشى، چینه، ضمیمه، (جمع) ضمائم، میان بار

۱۷

inclosure

(inclose =) ـ چهار دیوارى، حصار، چینه کشیدن، محصور کردن