فرهنگ آریانپور
حساس
#۷۵٬۵۹۰
sensate
حساس، آماده پذیرش حس، احساس کردن، با احساسات درک کردن
sensitive
حساس، نفوذ پذیر، داراى حساسیت واژه هاى شامل
acute
تیزرو، تیز، نوک تیز، (پزشکى) حاد، بحرانى، زیرک، تیزنظر، تند، شدید، (موسیقى) تیز، زیر، (سلسله ى اعصاب) حساس، (هندسه) حاد، تیز (زاویه ى حاد، زاویه تند)
alive
زنده، در قید حیات، روشن، سرزنده، سرشار، حساس
jumpy
جهنده، عصبانى، غلغلکى، بى قرار، حساس، بى قرار کننده، هیجان آور
touchy
زود رنج، نازک نارنجى، حساس، دل نازک
feisty
عصبانى، حساس، فراوان، چابک
kittle
زیرک، چابک، هوشیار، حساس، بازیگوش
delicate
ظریف، خوشمزه، لطیف، نازک بین، حساس عکاسی
passible
دردکش، حساس، فساد پذیر
emotional
احساساتى، حساس، آماده تهییج، مهیج
exquisite
نفیس، بدیع، عالى، دلپسند، مطبوع، حساس، دقیق، شدید، سخت
fast
تند، تندرو، سریع السیر، جلد و چابک، رنگ نرو، پایدار، باوفا، سفت، روزه، روزه گرفتن، فوراً fast پزشکی
irritable
زورد رنج، کج خلق، تند مزاج، تحریک پذیر