فرهنگ آریان‌پور

حسابی

#۷۵٬۵۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

arithmetical

حسابى

۲

square

چارگوش، مربع، توان دوم، مجذور، جذر، میدان، منصف، منظم، حسابى، عادلانه، برابر، راست حسینى، چهارگوش کردن، مربع کردن، بتوان دوم بردن، مجذور کردن، وفق دادن، جور درآوردن، واریز کردن، چهارگوش، گوشه دار

۳

pitched

منظم، حسابى، تهیه دیده

۴

arithmetic

حساب، حسابى، علم حساب، حسابگر، حسابدان

۵

smack dab

درست، عیناً، حسابى

۶

thorough paced

دقیق گام، خوش روش، به همه جور قدم تربیت شده (اسب)، قابل، حسابى

۷

neat

پاکیزه، تمیز، شسته و رفته، مرتب، گاو allout darned

۸

crashing

خرد کردن، درهم شکستن، ریز ریز شدن، سقوط کردن هواپیما، ناخوانده وارد شدن، صداى بلند یا ناگهانى (در اثر شکستن)، سقوط crash

۹

heartily

قلبى، صمیمانه، دلچسب، مقوى

۱۰

respectable

محترم، قابل احترام، آبرومند