فرهنگ آریانپور
حساب - صورت -
#۷۵٬۴۶۵
tab
جدول بندى، زائده، صورت حساب، هزینه، برگ، باریکه، حساب، شمارش، باریکه دادن به، نوار زدن به، نشان دار کردن، گلچین کردن
bill
صورت حساب، اسکناس، لایحه، نوک، منقار، نوعى شمشیر پهن، نوک به نوک هم زدن (چون کبوتران)، لایحه قانونى، قبض، برات، سند، (آمریکایى) اسکناس، صورت حساب دادن
account
شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن، (حق) حساب پس دادن، ذکر علت کردن، تخمین زدن، دانستن، نقل کردن حساب، صورت حساب، گزارش، بیان علت، سبب، شرح، مسئول بودن
facture
عمل یا طریقه ساختن هر چیزى، اجزا، فاکتور، صورت حساب
invoice
صورت حساب، فاکتور، سیاهه، صورت، صورت کردن، فاکتور نوشتن
reckoning
شمردن، حساب پس دادن، روى چیزى حساب کردن، محسوب داشتن، گمان کردن