فرهنگ آریانپور
حس کردن
#۷۵٬۴۳۹
sense
حس کردن، دریافتن، جهت، حواس پنجگانه، حس، احساس، هوش، شعور، معنى، مفاد، حس تشخیص، مفهوم، احساس کردن، پى بردن
feel
(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدن
#۷۵٬۴۳۹
حس کردن، دریافتن، جهت، حواس پنجگانه، حس، احساس، هوش، شعور، معنى، مفاد، حس تشخیص، مفهوم، احساس کردن، پى بردن
(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدن