فرهنگ آریان‌پور

حس‌ کردن

#۷۵٬۴۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

sense

حس کردن، دریافتن، جهت، حواس پنجگانه، حس، احساس، هوش، شعور، معنى، مفاد، حس تشخیص، مفهوم، احساس کردن، پى بردن

۲

feel

(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدن