فرهنگ آریان‌پور

حزب

#۷۵٬۳۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

sect

فرقه، مسلک، حزب، دسته، دسته مذهبى، مکتب فلسفى، بخش، قسمت، بریدن، قسمت کردن

۲

junta

دسته بندى، حزب، دسته، انجمن سرى

۳

party

قسمت، بخش، دسته، دسته همفکر، حزب، دسته متشکل، جمعیت، مهمانى، بزم، پارتى، متخاصم، طرفدار، طرف، یارو، مهمانى دادن یا رفتن

۴

faction

دسته بندى، حزب، انجمن، فرقه، نفاق

۵

tong

با انبر (چیزى را) گرفتن، با انبر نگهداشتن، زنگ را به صدا در آوردن، طنین انداز شدن، انبر قند گیر، انبرک، انبر