فرهنگ آریانپور
حریره
#۷۵٬۳۲۰
mush
حریره آرد ذرت، خمیر نرم، (در رادیو) صداى مزاحم، پارازیت، خش خش، حریره آرد ذرت تهیه کردن، سفر پیاده در برف، پیاده در برف سفر کردن، احساسات بیش از حد mush آشپزی
gruel
اماج، فرنى، حریره، تنبیه، فرسوده کردن، عاجز کردن، ناتوان کردن
porridge
شوربا، حریره، فرنى، (مجازى) چیز مخلوط
farina
آرد، آرد نرم، نشاسته، آرددار