فرهنگ آریان‌پور

حریره

#۷۵٬۳۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

mush

حریره آرد ذرت، خمیر نرم، (در رادیو) صداى مزاحم، پارازیت، خش خش، حریره آرد ذرت تهیه کردن، سفر پیاده در برف، پیاده در برف سفر کردن، احساسات بیش از حد mush آشپزی‌

۲

gruel

اماج، فرنى، حریره، تنبیه، فرسوده کردن، عاجز کردن، ناتوان کردن

۳

porridge

شوربا، حریره، فرنى، (مجازى) چیز مخلوط

۴

farina

آرد، آرد نرم، نشاسته، آرددار