فرهنگ آریان‌پور

حرکت موجی داشتن

#۷۵٬۱۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

undulate

موج دار کردن، تموج داشتن، موجدار بودن، نوسان داشتن

۲

fluctuate

نوسان داشتن، روى امواج بالا و پایین رفتن، ثابت نبودن، موج زدن، بى ثبات بودن، با و پایین رفتن، نوسان کردن