فرهنگ آریان‌پور

حرکت‌ کردن به طورمخفیانه

#۷۵٬۱۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

slide

(past: slid ; past participle: slid) ـ لغزش، سرازیرى، سراشیبى، ریزش، سرسره، کشو، اسباب لغزنده، سورتمه، تبدیل تلفظ حرفى به حرف دیگرى، لغزنده، سرخونده، پس و پیش رونده، لغزیدن، سریدن، سر، سراندن