فرهنگ آریان‌پور

حرکت‌ کردن به سرعت

#۷۵٬۱۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

pop

پراندن، پریدن، زدن، ضربت ناگهانى زدن، بى مقدمه آوردن، بى مقدمه فشار آوردن، حمله کردن، ترکاندن، با صدا ترکیدن، به رهن گذاردن، بسرعت عملى انجام دادن، انفجار، ترکیدن، مشروبات گاز دار

۲

zip

فشار، انرژى، زیپ، زیپ لباس را کشیدن، زیپ دار کردن، با سرعت و انرژى حرکت کردن، زور، نیرو

۳

spin

(past: spun, span ; past participle: spun) ـ فرفره، چرخش (به دور خود)، (دور خود) چرخیدن، ریسیدن، رشتن، تنیدن، به درازا کشاندن، چرخاندن

۴

whip

تازیانه، شلاق، حرکت تند و سریع و با ضربت، شلاق زدن، تازیانه زدن

۵

rocket

پرتابه، موشک، فشفشه، راکت، با سرعت از جاى جستن، به طور عمودى از زمین بلند شدن، موشک وار رفتن