فرهنگ آریانپور
حرکت بازداشتن - از -
#۷۵٬۰۰۴
trig
قابل اعتماد، وفادار، فعال، سرحال، منبسط، تر و تمیز، دویدن، چهار نعل رفتن، شیک، خود آرا، خط شروع مسابقه، خندق، از حرکت بازداشتن (مثل چرخ ماشین)، علامت گذاشتن
chock
گوه (goveh)، تکه چوبى که چرخ یا چلیکى را از غلتیدن باز مى دارد، از حرکت بازداشتن، (با چوب) محکم کردن، محکم، سفت، کیپ
stall
جاى ایستادن اسب در طویله، آخور، غرفه، دکه چوبى کوچک، بساط، صندلى، لژ، جایگاه ویژه، به آخور بستن، از حرکت بازداشتن، ماندن، ممانعت کردن، قصور ورزیدن، دور سر گرداندن، طفره، طفره زدن