حرفه
#۷۴٬۹۱۵
trade
بازرگانى، حرفه، داد و ستد کردن، مبادله کردن، سوداگرى، تجارت، داد و ستد، کسب، پیشه ورى، کاسبى، مسیر، شغل، پیشه، آمد و رفت، سفر، آزار، مزاحمت، مبادله کالا، تجارت کردن با
career
دوره زندگى، دوره، مسیر، مقام یاشغل، حرفه
metier
شغل، حرفه، کسب، رویه
mystery
رمز، راز، سر، معما، صنعت، هنر، حرفه، پیشه
pursuit
تعقیب، پیگرد، تعاقب، حرفه، پیشه، دنبال، پیگیرى
business
تجارت، کار و کسب، سوداگرى، حرفه، دادوستد، کاسبى، بنگاه، موضوع
vocation
کار، شغل، کسب، پیشه، حرفه، صدا، احضار، پیشه اى، حرفه اى، هنرستانى در کارهای دستی
avocation
کار فرعى، کار جزیى، مشغولیت، سرگرمى، کار، حرفه، کسب
occupation
اشغال، تصرف، حرفه، شغل، پیشه، مربوط به حرفه
profession
پیشه، حرفه، شغل، اقرار، اعتراف، حرفه یى، پیشگانى، پیشه کار
line
خط، سطر، بند، ریسمان، رسن، طناب، سیم، جاده، دهنه، لجام خط کشیدن، خط انداختن در، خط دار کردن، آراستن، تراز کردن، آستر کردن، پوشاندن، ردیف، رشته line ـ (66)
craft
پیشه، هنر، صنعت، مهارت، نیرنگ
calling
فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى call collar_
practice
(practise =) ـ مشق، ورزش، تمرین، تکرار، ممارست، تمرین کردن، ممارست کردن، (به کارى) پرداختن، برازش، برزیدن واژه هاى شامل
employment
به کارگیرى، کارگمارى، استخدام