فرهنگ آریان‌پور

حرف‌ کسی را قطع‌ کردن

#۷۴٬۸۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

interpose

مداخله کردن، پا به میان گذاردن، در میان آمدن، میانجى شدن