فرهنگ آریانپور
حرف دو پهلو
#۷۴٬۷۹۵
prevarication
دروغگویى، حرف دو پهلو doubleentendre
double entendre
دوسر، حرف دو پهلو
shot
(past: shot ; past participle: shot) ـ در کردن (گلوله و غیره)، رها کردن (از کمان و غیره)، پرتاب کردن، زدن، گلوله زدن، رها شدن، آمپول زدن، فیلمبردارى کردن، عکسبردارى کردن، درد کردن، سوزش داشتن، جوانه زدن، انشعاب، رویش انشعابى، رویش شاخه، درد، حرکت تند و چابک، رگه معدن