فرهنگ آریان‌پور

حرف چرند

#۷۴٬۷۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bunkum

حرف چرند، چاخان، توخالى

۲

buncombe

حرف چرند، چاخان، توخالى

۳

wind

(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس

۴

bilge

شکم بشکه، رخنه پیدا کردن، تراوش کردن، (مجازى) هر چیز زننده و متعفن، آب ته کشتى

۵

froth

کف، سرجوش، (مجازى) یاوه، سخن پوچ، کف کردن، بکف آوردن، اظهار کردن، نمایاندن، صدا زدن

۶

baloney

(bologna =) ـ مزخرف، چرند، نوعى کالباس

۷

abracadabra

طلسم، ورد، سخن نامفهوم