فرهنگ آریانپور
حرف چرند
#۷۴٬۷۸۰
bunkum
حرف چرند، چاخان، توخالى
buncombe
حرف چرند، چاخان، توخالى
wind
(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس
bilge
شکم بشکه، رخنه پیدا کردن، تراوش کردن، (مجازى) هر چیز زننده و متعفن، آب ته کشتى
froth
کف، سرجوش، (مجازى) یاوه، سخن پوچ، کف کردن، بکف آوردن، اظهار کردن، نمایاندن، صدا زدن
baloney
(bologna =) ـ مزخرف، چرند، نوعى کالباس
abracadabra
طلسم، ورد، سخن نامفهوم