حرف
#۷۴٬۶۹۹
aitch
حرف (h)
letter
حرف، نویسه، حرف الفبا، حرف چاپى، نامه، مراسله، کاغذ، ادبیات، آثار ادبى، معرفت، دانش، با حروف نوشتن، با حروف علامت گذاشتن، اجازه دهنده
grapheme
حرف، یکى از حروف الفبا، نویسه
blabbermouth
حرف، وراج، پرگو
jib
بادبان سه گوش جلو کشتى، لب زیرین، دهان، حرف، آرواره، نوسان کردن، واخوردن، پس زنى، وقفه
say
(past: said ; past participle: said) ـ گفتن، اظهار داشتن، حرف زدن، بیان کردن، سخن گفتن، صحبت کردن سخن، حرف، اظهار، نوبت حرف زدن، مثلا
yap
(جانور شناسى) سگ زوزه کش، سگ بداصل، زوزه، صداى تند و تیز، حرف، سخن، زوزه کشیدن، عوعو کردن
talk
گفتگو، صحبت، حرف، مذاکره، حرف زدن
word
کلمه، واژه، لغت، لفظ، گفتار، سخن، حرف، عبارت، پیغام، خبر، قول، عهد، فرمان، لغات را به کار بردن، بالغات بیان کردن
speech
سخن، حرف، گفتار، صحبت، نطق، گویایى، قوه ناطقه، سخنرانى
particle
خرده، ریزه، ذره، لفظ، حرف حروف
input
(past: inputted, input ; past participle: inputted, input) ـ درون گذاشت، پول بمیان نهاده، خرج، نیروى مصرف شده، ورودى، درونداد واژه هاى شامل
character
دخشه، مونه، منش، خیم، نهاد، سیرت، صفات ممتازه، هر نوع حروف نوشتنى و چاپى، خط، رقم، شخصیت هاى نمایش یا داستان، نوشتن، مجسم کردن، شخصیت