فرهنگ آریان‌پور

حرام‌ کردن

#۷۴٬۶۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

waste

هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف

۲

idle

بیکار، تنبل، بیهوده، بیخود، بى اساس، بى پر و پا، وقت گذراندن، وقت تلف کردن، تنبل شدن، عاطل

۳

trifle

چیز جزیى، ناچیز، ناقابل، کم بها، بازیچه قرار دادن، سرسرى گرفتن

۴

misspend

(past: misspent ; past participle: misspent) ـ تلف کردن، برباد دادن، ناروا خرج کردن

۵

squander

برباد دادن، تلف کردن، ولخرجى، اسراف

۶

interdict

قدغن، تحریم، منع، جلوگیرى، ممنوعیت، نهى، حکم بازداشت، حکم نهى، حکم ادارى، بازداشتن، محجور کردن، نهى کردن