حرارت
#۷۴٬۶۱۱
zeal
جانفشانى، شوق، ذوق، حرارت، غیرت، حمیت، گرمى، تعصب، خیر خواهى، غیور، متعصب امریکا عامیانه pizzazz احساسات
fire
آتش، حریق، (علوم نظامى) شلیک، (مجازى) تندى، حرارت، آتش زدن، افروختن، تفنگ یاتوپ را آتش کردن، بیرون کردن، انگیختن
heat
گرما، گرمى، حرارت، تندى، خشم، عصبانیت، اشتیاق، وهله، نوبت، تحریک جنسى زنان، طلب شدن جانور، فحلیت، گرم کردن، برانگیختن، بهیجان آمدن، گرم شدن
ardor
گرمى، حرارت، تب و تاب، شوق، غیرت
verve
ذوق، حرارت، استعداد، زنده دلى، سبک روحى
ardour
گرمى، حرارت، غیرت، سوز، شوق
ginger
(گیاه شناسى) زنجبیل، تندى، حرارت، زنجبیل زدن به، تحریک کردن
warmth
گرمى، حرارت، تعادل گرما، ملایمت
vehemence
شدت، حرارت، تندى، غیظ و غضب، غضب شدید
impetuosity
بى پروایى، تهور، تندى، حرارت
impressment
سخره، مصادره، به کار اجبارى گمارى، اعمال زور، اثر گذارى، مهر زدن، جدیت، حرارت
snap
بشکن، گسیختن، قاپیدن، گاز ناگهانى سگ، قزن قفلى، گیره فنرى، لقمه، یک گاز، مهر زنى، قالب زنى، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگى، ناگهانى، بى مقدمه، گاز گرفتن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن snap شدید