فرهنگ آریان‌پور

حرارت

#۷۴٬۶۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

zeal

جانفشانى، شوق، ذوق، حرارت، غیرت، حمیت، گرمى، تعصب، خیر خواهى، غیور، متعصب امریکا عامیانه‌ pizzazz احساسات‌

۲

fire

آتش، حریق، (علوم نظامى) شلیک، (مجازى) تندى، حرارت، آتش زدن، افروختن، تفنگ یاتوپ را آتش کردن، بیرون کردن، انگیختن

۳

heat

گرما، گرمى، حرارت، تندى، خشم، عصبانیت، اشتیاق، وهله، نوبت، تحریک جنسى زنان، طلب شدن جانور، فحلیت، گرم کردن، برانگیختن، بهیجان آمدن، گرم شدن

۴

ardor

گرمى، حرارت، تب و تاب، شوق، غیرت

۵

verve

ذوق، حرارت، استعداد، زنده دلى، سبک روحى

۶

ardour

گرمى، حرارت، غیرت، سوز، شوق

۷

ginger

(گیاه شناسى) زنجبیل، تندى، حرارت، زنجبیل زدن به، تحریک کردن

۸

warmth

گرمى، حرارت، تعادل گرما، ملایمت

۹

vehemence

شدت، حرارت، تندى، غیظ و غضب، غضب شدید

۱۰

impetuosity

بى پروایى، تهور، تندى، حرارت

۱۱

impressment

سخره، مصادره، به کار اجبارى گمارى، اعمال زور، اثر گذارى، مهر زدن، جدیت، حرارت

۱۲

snap

بشکن، گسیختن، قاپیدن، گاز ناگهانى سگ، قزن قفلى، گیره فنرى، لقمه، یک گاز، مهر زنى، قالب زنى، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگى، ناگهانى، بى مقدمه، گاز گرفتن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن snap شدید