فرهنگ آریان‌پور

حذف کردن

#۷۴٬۵۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

elide

حذف کردن، ادغام کردن، از آخر برداشتن

۲

delete

حذف کردن، انداختن، برداشتن

۳

pretermit

حذف کردن، از قلم انداختن، کنار گذاشتن

۴

dele

(در تصحیح) حذف شود، پاک کنید، بزدائید، حذف کردن

۵

omit

از قلم انداختن، انداختن، حذف کردن

۶

retrench

قطع کردن، حذف کردن، کم کردن، داراى سنگر موقتى زیر زمینى کردن، از نو خندق ساختن، مستحکم کردن

۷

eliminate

زدودن، رفع کردن، حذف کردن، محو کردن، (از معادله) بیرون کردن، برطرف کردن

۸

expurgate

تطهیر کردن، حذف کردن، تصفیه ى اخلاقى کردن