فرهنگ آریانپور
حذف کردن
#۷۴٬۵۷۹
elide
حذف کردن، ادغام کردن، از آخر برداشتن
delete
حذف کردن، انداختن، برداشتن
omit
از قلم انداختن، انداختن، حذف کردن
expunge
محو کردن، تراشیدن، نابود کردن، حذف کردن از
eliminate
زدودن، رفع کردن، حذف کردن، محو کردن، (از معادله) بیرون کردن، برطرف کردن
cut
(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف
prune
هرس کردن، (گیاه شناسى) آلو، گوجه برقانى، آلو بخارا، آراستن، سرشاخه زدن
except
مستثنى کردن، مشمول نکردن، اعتراض کردن جز، بجز، مگر، به استثناى، غیر از، سواى