فرهنگ آریان‌پور

حذف‌ کردن

#۷۴٬۵۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

elide

حذف کردن، ادغام کردن، از آخر برداشتن

۲

delete

حذف کردن، انداختن، برداشتن

۳

omit

از قلم انداختن، انداختن، حذف کردن

۴

expunge

محو کردن، تراشیدن، نابود کردن، حذف کردن از

۵

eliminate

زدودن، رفع کردن، حذف کردن، محو کردن، (از معادله) بیرون کردن، برطرف کردن

۶

cut

(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف

۷

prune

هرس کردن، (گیاه شناسى) آلو، گوجه برقانى، آلو بخارا، آراستن، سرشاخه زدن

۸

except

مستثنى کردن، مشمول نکردن، اعتراض کردن جز، بجز، مگر، به استثناى، غیر از، سواى