فرهنگ آریان‌پور

حدود کردن - تعیین -

#۷۴٬۵۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

abound

فراوان بودن، زیاد بودن، وفور داشتن، تعیین حدود کردن، محدود کردن

۲

demark

(demarcate =) ـ تعیین حدود کردن، نشان گذاردن

۳

demarcate

تعیین حدود کردن، نشان گذاردن