فرهنگ آریان‌پور

حد معین

#۷۴٬۴۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

rubicon

رودى در شمال ایتالیا، مرز، خط مرزى، حد معین

۲

peg

میخ، میخ چوبى، چنگک، عذر، بهانه، میخ زدن، میخکوب کردن محکم کردن، زحمت کشیدن، کوشش کردن، درجه، دندانه، پا (pegged) دربالا پهن و در پایین نازک (شبیه میخ) ـ