فرهنگ آریان‌پور

حد مجاز

#۷۴٬۴۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

limit

حد، محدود کردن، حدود، کنار، پایان، اندازه، وسعت، معین کردن، منحصر کردن

۲

clearance

اختیار، اجازه، زدودگى، ترخیص، برداشتن مانع، گواهینامه یا کاغذ دال بر پاکى و بى عیبى، ترخیص کالا از گمرک