فرهنگ آریانپور
حد فاصل
#۷۴٬۴۶۱
median
میانگین، وسطى، میانه، حد فاصل، میانى، (در مثلث) میانه، (با حرف بزرگ) اهل کشور ماد
partition
جزء بندى کردن، افراز، تیغه، دیواره، وسیله یا اسباب تفکیک، حد فاصل، آپارتمان، تقسیم به بخش هاى جزء کردن، تفکیک کردن، جدا کردن
gray
(grey =) ـ خاکسترى، کبود، سفید (در مورد موى سرو غیره)، سفید شونده، روبه سفیدى رونده، (مجازى) باستانى، کهنه، پیر، نا امید، بد بخت، بیرنگ
divide
تقسیم کردن، پخش کردن، جدا کردن، آب پخشان، قسمت کردن، بخش کردن