واژههای فارسی←حجیم کردنفرهنگ آریانپورحجیم کردن#۷۴٬۴۴۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱bulkجسم، جثه، لش، تنه، جسامت، حجم، اندازه، به صورت توده جمع کردن، انباشتن، توده، اکثریتواژههای نزدیک در الفباحجم متوازی السطوحمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحجم معاملاتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحجم مکعبمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحجمیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحجیممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحجیم شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر