فرهنگ آریانپور
حجامت
#۷۴٬۳۹۴
cup
(cupu =) ـ فنجان، پیاله، جام، ساغر، ناو، گلدان جایزه مسابقات خون گرفتن، حجامت، به شکل فنجان در آوردن، فنجان گذاشتن، بادکش کردن
leech
زالو، حجامت، اسباب خون گیرى، خفاش خون آشام، انگل، مزاحم، شفا دادن، پزشکى کردن، زالو انداختن، طبیب
phlebotomy
(پزشکى) رگ زنى، فصد، حجامت، نیشتر
bloodletting
رگزنى، حجامت
bleeding
(past: bled ; past participle: bled) ـ خون آمدن از، خون جارى شدن از، خون گرفتن از، خون ریختن، اخاذى کردن bleed