فرهنگ آریان‌پور

حبه دار

#۷۴٬۳۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

berried

حبه دار، گوشتالو

۲

sway

این سو و آن سو جنبیدن، تاب خوردن، در نوسان بودن، تاب، نوسان، اهتزاز، سلطه حکومت کردن، متمایل شدن یا کردن و به عقیده اى

۳

supremacy

برترى، تفوق، بلندى، افراشتگى، رفت