فرهنگ آریان‌پور

حبه

#۷۴٬۳۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

bean

(گیاه شناسى) باقلا، لوبیا، دانه، حبه، چیز کم ارزش و جزیى

۲

berry

دانه، حبه، تخم ماهى، (گیاه شناسى) میوه توتى، توت، کوبیدن، زدن، دانه اى شدن، توت جمع کردن، توت دادن، به شکل توت شدن، سته

۳

grain

دانه، جو، حبه، حبوبات، دان، تفاله حبوبات، یک گندم (مقیاس وزن) معادل 0.0648 گرم، خرده، ذره، رنگ، رگه، (مجازى) مشرب، خوى، حالت، بازو، شاخه، چنگال، دانه دانه کردن، جوانه زدن، دانه زدن، تراشیدن، پشم کندن، (در سنگ) رگه، طبقه

۴

acinus

(گیاه شناسى) دانه ى ریز (در توت و تمشک و غیره)، انگورک، دانه، حبه

۵

lump

قلنبه، کلوخه، گره، تکه، درشت، مجموع، آدم تنه لش، توده، دربست، یکجا، قلنبه کردن، توده کردن، بزرگ شدن

۶

clove

(past: cleaved, clove, cleft ; past participle: cleaved, cloven, cleft) ـ شکافتن، جدا کردن، شکستن، ور آمدن، چسبیدن، پیوستن، تقسیم شدن، شکافتن سلول

۷

pellet

حب، گلوله، قرص، ساچمه یا خرج تفنگ، به شکل گلوله درآوردن، به شکل سرگنجشکى درآوردن گلوله (یا شبیه آن) به کسى پرت کردن، حب ساختن

۸

granule

دانه ریز، جودانه، (گیاه شناسى) گرده، (داروسازى) دانه، حب و کپسولى که باقند و شکر پوشیده باشد