فرهنگ آریانپور
حبس
#۷۴٬۳۳۱
jail
حبس، زندان، محبس، حبس کردن
lockout
حبس، تحریم
imprisonment
حبس، زندانى شدن
pen
قلم، کلک، شیوه نگارش، خامه، نوشتن، آغل، حیوانات آغل، خانه ییلاقى، نگاشتن، بستن، درحبس انداختن
bail
توقیف، حبس، واگذارى، انتقال، ضمانت، کفالت، بامانت سپردن، کفیل گرفتن، تسمه، حلقه دور چلیک، سطل، به قید کفیل آزاد کردن
lockup
بازداشتگاه، تعطیل کردن آموزشگاه، توقیف، حبس، زندان کردن
prison
زندان، محبس، حبس، وابسته به زندان، زندان کردن
custody
حفاظت، حبس، توقیف
durante
دوام، بقاء، حبس، توقیف
calaboose
زندان، محبس، حبس
detention
بازداشت، توقیف، حبس
clink
جلنگ جلنگ صدا کردن، به صدا درآوردن (شیشه) خودمانی
duress
سختى، سفتى، محکمى، شدت، رفتار خشن و تند، اکراه، اجبار
confinement
تحدید، زندان بودن، زایمان، بسترى durance