فرهنگ آریان‌پور

حبس

#۷۴٬۳۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

jail

حبس، زندان، محبس، حبس کردن

۲

lockout

حبس، تحریم

۳

imprisonment

حبس، زندانى شدن

۴

pen

قلم، کلک، شیوه نگارش، خامه، نوشتن، آغل، حیوانات آغل، خانه ییلاقى، نگاشتن، بستن، درحبس انداختن

۵

bail

توقیف، حبس، واگذارى، انتقال، ضمانت، کفالت، بامانت سپردن، کفیل گرفتن، تسمه، حلقه دور چلیک، سطل، به قید کفیل آزاد کردن

۶

lockup

بازداشتگاه، تعطیل کردن آموزشگاه، توقیف، حبس، زندان کردن

۷

prison

زندان، محبس، حبس، وابسته به زندان، زندان کردن

۸

custody

حفاظت، حبس، توقیف

۹

durante

دوام، بقاء، حبس، توقیف

۱۰

calaboose

زندان، محبس، حبس

۱۱

detention

بازداشت، توقیف، حبس

۱۲

clink

جلنگ جلنگ صدا کردن، به صدا درآوردن (شیشه) خودمانی‌

۱۳

duress

سختى، سفتى، محکمى، شدت، رفتار خشن و تند، اکراه، اجبار

۱۴

confinement

تحدید، زندان بودن، زایمان، بسترى durance