فرهنگ آریان‌پور

حایل

#۷۴٬۲۸۰

معنی‌های انگلیسی
۱

prop

حایل، نگهدار، پایه، تیر، شمع (در معدن)، نگهداشتن، پشتیبانى کردن، حایل کردن یا شدن

۲

delimiter

حایل

۳

pall

پارچه ضخیم روى تابوت یا قبر، تابوت محتوى مرده، حایل، پرده، با پرده یا روپوش پوشاندن، بیزار شدن، بیذوق شدن، ضعیف شدن، ضعیف کردن

۴

stay

ماندن، توقف کردن، نگاه داشتن، بازداشتن، توقف، مکث، ایست، سکون، مانع، عصا، نقطه اتکاء، تکیه، مهار، حایل، توقفگاه واژه هاى شامل

۵

guard

نگهبان، پاسدار، پاسدارى کردن، پاسبان، مستحفظ، گارد، احتیاط، نرده روى عرشه کشتى، نرده حفاظتى، پناه، حایل، حالت آماده باش در شمشیر بازى و مشت زنى و امثال آن، نگاه داشتن، محافظت کردن، نگهبانى کردن، پاییدن

۶

becket

گیره، حایل، حلقه پارو

۷

buffer

میانگیر، سپر، ضربت خور، حایل، پرداخت کردن، استفاده از میانگیر

۸

fender

پیش بخارى، حایل، گلگیر، ضربت گیر

۹

louver

بادگیر، گنبد روزنه دار، (براى روشنایى یادودکش)، فانوس، دودکش بخارى، منفذ دودکش، نما، حایل

۱۰

louvre

بادگیر، گنبد روزنه دار، (براى روشنایى یادودکش)، فانوس، دودکش بخارى، منفذ دودکش، نما، حایل

۱۱

coaming

ظرف لبه بلند، حایل (عرشه کشتى)

۱۲

shutter

پشت پنجره، پشت درى، حایل، (دوربین عکاسى و غیره) دیافراگم

۱۳

buttress

شمع پشتیبان دیوار، حایل، نگهدار، پایه، شمع زدن، محکم بستن، داراى شمع یا حایل

۱۴

stanchion

پایه، تیر، میل، شمع، حایل، نگهدار، سایبان یا چادر جلو مغازه، مهار یا محدود کردن، تیر دار کردن

۱۵

interceptor

جدا سازنده، حایل، جلو گیر

۱۶

screen

پرده، روى پرده افکندن، غربال، غربال کردن، پرده سینما، صفحه تلویزیون، دیوار، تخته حفاظ، تور سیمى، پنجره تورى دار، الک کردن، تور سیمى نصب کردن (به در و پنجره)، روى پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن